الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

165

الغدير ( فارسى )

گير ، به خدا سوگند ، به خاطر شتر پناهنده‌ات سعد ، خون كليب را خواهم ريخت ، بىدرنگ سوار گشت و به جانب كليب تاخت و با نيزه سينه‌اش را شكافت كه از آن زخم مرد . در نتيجه ، آتش جنگ بين دو قبيلهء بكر و تغلب شعله‌ور شد كه تا چهل سال ادامه يافت و هنگامه‌ها برخاست . شومى بسوس زبانزد همگان گشت و نبرد بسوس كه مشهورترين نبردهاى عرب است ، به نام او ثبت صفحات تاريخ شد . حكايت قرص نان حولاء ، سبب پيدايش مثل مشهور عرب است كه گفته‌اند : أشام من رغيف الحولاء « 1 » : شوم‌تر از نان حولاء . حولاء زنى خباز بود كه در قبيلهء سعد بن زيد منات مىزيست . روزى سبد نان بر سر مىگذشت كه مردى از درون سبد نانى ربود . حولاء گفت : به خدا سوگند ، نه از من طلبكارى كه حق خود را بازجويى و نه دست گدايى به سويم دراز كردى كه نااميدت كرده باشم ، از چه قرص نان را ربودى ؟ معلوم است كه با فلانى سر نزاع دارى كه پناهندهء او را آزار مىدهى . در حال شكايت نزد پناه دهندهء خود برد و آن مرد با كمك اقوام و عشيره بر سر ربايندهء نان ريختند . قوم و عشيرهء آن مرد هم به حمايت برخاستند و هزار تن بر سر يك نان جان باختند و نان حولاء مثل شد براى هرچيز بىارزش كه آشوبى بزرگ به پا سازد . تازيانهء عذاب هم از استعاره‌هاى قرآن كريم است كه خداى تعالى فرمود : فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ . « 2 » نويرى هم در كتاب خود اين دو بيت را به شاعر گرانمايهء ما نسبت داده است : - سلام بر پيرى كه به مهمانى هميشگى آمد و سلام بر جوانى كه رفت و بازنيامد . - زيباتر از اين چيست ؟ طره‌اى سپيد همچون عاج به همراه زلفى سياه چون آبنوس . « 3 »

--> ( 1 ) . ر ك : فرائد الادب ، ضميمهء المنجد 993 . ( و ) ( 2 ) . فجر 89 / 13 : و پروردگارت تازيانهء عذاب را بر سر ايشان فرود آورد . ( 3 ) . نهاية الارب : 2 / 23 .